تبليغاتX
ياس پرپر JavaScript Codes

JavaScript Codes

تو

مثل بچه های با هوش همه چیز هایی را که دوستشان داری

خراب می کنی ,می شکنی

 -دلم را, دوستیمان را می گویم-

من 

 مثل بچه های خنگ ,

فکر می کنم همه چیز را می شود با چسب دوقلو.....

+ نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 19:40 توسط دختران كوير |


برای تو می نویسم

برای تویی که تنهایی هایم پر از یاد توست

برای تویی که احساسم از آن وجود نازنین توست
برای تویی که چشمانم همیشه به راه تو دوخته است

برای تویی که مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاک خود کردی
برای تویی که وجودم را محو وجود نازنین خود کردی
برای تویی که هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است

تو را دوست دارم

نگاهت را کلامت را وآغوش مهربانت را

تو را دوست دارم به اندازه ی تمام رنگ های زیبا ی دنیا

نه کم است

به اندازه ی تمام زیبایی های دنیا

نه باز هم کم است

تو را به اندازه ی تمام دنیا دوست دارم

من تو را در تک تک ذرات وجودم لمس کردم

در هر نفسم عطرت را حس کردم

و با هر ضربان قلبم عاشقانه تو را زندگی کردم

دیگر در پس کوچه های خاطراتت جستجویم نکن مرا نخواهی یافت

که من در تو محو شده ام

و چه در هم آمیختن زیبایی

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 14:18 توسط دختران كوير |


چه زيباست:

            بخاطر تو زيستن

                                 براي تو ماندن

                                                 به پاي تو سوختن

وچه تلخ و غم انگيز است:

                     دور از تو بودن

براي تو گريستن

                                                به عشق و دنياي تو نرسيدن

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 1:48 توسط دختران كوير |


نامه ای دارم از فاصله ها

چند شب بود که من خواب تو را می دیدم

خواب دیدم که فراری هستی

می گریزی از شهر

پاسبانان همه جا عکس تو را می کوبند

جارچی ها همه جا نام تورا می خوانند

مردم و تیر و تفنگ

اسبهای چابک

متهم: قاتل گلهای سفید

جایزه: یک گل سرخ

و تو می دانی من عاشق گلهای رزم

دوست دارم بنویسی به کجا خواهی رفت

مردم شهر چرا در پی تو میگردند

نگرانت شده ام

بی جوابم مگذار

پشت پاکت بنویس

متهم:قاتل گلهای سفید.

+ نوشته شده در شنبه دهم اسفند 1387ساعت 18:12 توسط دختران كوير |


پسر به دختر گفت اگه يه روزي به قلب احتياج داشته باشي اولين نفري هستم  

كه ميام تا قلبمو با تمام وجودم تقديمت كنم.

دختر لبخندي زد و گفت ممنونم.

 تا اينكه يك روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نياز فوري به قلب داشت..

از پسر خبري نبود.

.دختر با خودش ميگفت :ميدوني كه من هيچوقت نميذاشتم تو قلبتو

به من بدي و به خاطر من خودتو فدا كني..ولي اين بود اون حرفات..حتي براي

ديدنم هم نيومدي...شايد من ديگه هيچوقت زنده نباشم..

 آرام گريست و ديگر چيزي نفهميد...

چشمانش را باز كرد..دكتر بالاي سرش بود

.به دكتر گفت چه اتفاقي افتاده؟

دكتر گفت نگران نباشيد پيوند قلبتون با موفقيت انجام شده.شما بايد استراحت

 كنيد..درضمن اين نامه براي شماست..!

 دختر نامه رو برداشت.اثري از اسم روي پاكت ديده نميشد. بازش كرد و درون آن

 چنين نوشته شده بود:

سلام عزيزم.الان كه اين نامه رو ميخوني من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت 

 نباش كه بهت سر نزدم چون ميدونستم اگه بيام هرگز نميذاري كه قلبمو بهت

بدم..پس نيومدم تا بتونم اين كارو انجام بدم.

.اميدوارم عملت موفقيت آميز باشه.(عاشقتم تا بي نهايت)

 دختر نميتوانست باور كند..اون اين كارو كرده بود.

اون قلبشو به دختر داده بود..

آرام اسم پسر را صدا كرد و قطره هاي اشك روي صورتش جاري شد.

و به خودش گفت چرا هيچوقت حرفاشو باور نكردم ...

+ نوشته شده در شنبه دهم اسفند 1387ساعت 14:58 توسط دختران كوير |


دلم براي كسي تنگ است كه دل تنگ است...                                           

دلم براي كسي تنگ استكه طلوع عشق را به قلب من هديه مي دهد...                

دلم براي كسي تنگ است كه با زيبايي كلامش مرا در عشقش غرق مي كند...  

دلم براي كسي تنگ است كه تنم آغوشش را مي طلبد...                                  

دلم براي كسي تنگ است كه دستانم دستان پر مهرش را مي طلبد...                  

دلم براي كسي تنگ است كه سرم شانه هايش را آرزو دارد...                         

دلم براي كسي تنگ است كه گوشهايم شنيدن صدايش را حسرت مي كشد...      

دلم براي كسي تنگ است كه چشمام چشمانش را مي طلبد...                         

دلم براي كسي تنگ است كه مشامم به دنبال عطر تنش است...                         

دلم براي كسي تنگ است كه اشكهايم را ديده ...                                            

دلم براي كسي تنگ است كه تنهاييم را چشيده...                                            

دلم براي كسي تنگ است كه سرنوشتش همانند من است ...                            

دلم براي كسي تنگ است كه دلش همانند دل من است...                                 

دلم براي كسي تنگ است كه تنهاييش تنهايي من است...                             

دلم براي كسي تنگ است كه مرهم زخم هايم است...                                      

دلم براي كسي تنگ است كه محرم اسرارم است...                                          

دلم براي كسي تنگ است كه راهنماي زندگيم...                                          

دلم براي كسي تنگ است كه قلب خيلي وقت انتظار داشتنش را مي كشه...        

دلم براي كسي تنگ است كه بهم نگه تا كي دوستيم...                                    

دلم براي كسي تنگ است كه دل تنگ دلتنگي هايم است...  

 

+ نوشته شده در جمعه دوم اسفند 1387ساعت 20:6 توسط دختران كوير |


حدودای 1700 سال پیش در روم (اونوقت ها شما هنوز به دنیا نیومده بودین!) حاکمی بنام کلودیوس بوده که فکر میکرده سربازای مجرد از متاهل ها قویتر هستن. واسه همینم ازدواج رو ممنوع میکنه تا سربازاش نتوننن ازدواج کنن و بقول خودش قوی بمونن. هر کسی هم که سرپیچی میکرده کشته میشده. این وسط یک کشیش به نام ولنتاین، برای سربازای رومی خطبه عقد میخونده ! حالا اینکه اون زمانا خطبه هم بوده یا همینجوری الکی پلکی بوده من نمیدونم والا، خلاصه حاکم از این جریان خبردار می‌شه و دستور می‌ده که ولنتاین روبندازن زندان.

والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان می‌شه. اینجاس که میگن خر بیار و باقالی بارکن! خلاصه نامه نگاری و sms بازی و اینا شروع میشه و هر بار که ولنتاین برای دخترک نامه ای مینوشته زیرش مینوشته “از طرف ولنتاین تو”. این که زیر همه کارت های روز ولنتاین می بینید که نوشتن “From your Valentine” از همونجا اومده. خوب کجا بودیم ؟ آهان. بالاخره این جناب ولنتابن چند روز بعدش بخاطر قانون شکنی اعدام میشه و چون جرمش هم رسوندن دختر و پسرای عاشق به همدیگه بوده از اون به عنوان شهید راه عشق یاد میکنند و از اون زمان ولنتاین رو بعنوان نماد یک عاشق تمام عیار مطرح کردن و روزشو روز عشق گذاشتن. همین دیگه !

روز ولنتاین چه میکند دخترا و پسرا؟
در بیشتر کشورهای دنیا ، دختر و پسرایی که با هم دوست هستن یک بسته شکلات بهم کادو میدن. همونجور که میدونید شیرینیها باعث ایجاد شادی میشن و شاید علت اینکار هم از قدیما این بوده باشه. اما در ایران معمولا چند شاخه گل، یک عروسک خرس کوچولو ، یه قلب (ازین پفکی ها) و یا چیزی شبیه این هم بچه ها برای همدیگه میخرن. سعی کنید کادویی که میخرید یکمی سلیقه هم توش باشه. همیشه پول خرج کردن راه ابراز عشق نیست. یکمی سلیقه میتونه کادوی شما رو برای کسی که دوستش دارید جذاب تر کنه .

و اما پیشنهادات ما برای خرید کادو (خطاب به دختر خانم ها):
- پسرها معمولا از عروسک خوششون نمیاد. سعی کن پسرونه فکر کنی.
- اول به تیپش نگاه کن ، بعد براش کادو بخر
- قیمت کادو خیلی مهم نیست. سعی کن یه چیزی برای بخش که بتونه استفاده کنه. البته در حالت عالی یک شاخه گل و یک بسته شکلات کافیه ، اما اگه خواستی کادوی دیگه ای براش بخری گفتم که نگی نگفتی.
- نوشتن یک نامه تو کاغذ بهمراه چند تا گلبرگ گل سرخ خشک شده یا تازه، میتونه خیلی عشقولانه باشه
- اولین آهنگی رو که با هم باهاش خاطره دارین میتونی رو نوار یا CD براش بخری.
- بچه ها حواستون باشه که شکلاتی که میخرید بیش از 70 درصد کاکائو نداشته باشه.(روی شکلات های خارجی نوشته) شکلات هایی که بیش از 70 درصد کاکائو دارن تلخ و گاهی ترش هستن و برای خوردن با مشـــروبه ! نه چایی. بنابراین همیشه گرون تر بودن دلیل بهتر بودن نیست.

 و پیشنهادات ما برای خرید کادو (خطاب به آقا پسرها):
- اول از همه اینکه یک شاخه گل فراموش نشه لطفا
- از خرید گلهای گلایل و مانند آن که باعث خنده دوست های دوست-دخترتون میشه جدا خودداری کنید. گل سرخ و رز کفایت میکنه.
- یک بسته شکلات کوچک ، ترجیحا مغزدار ! آخه من خودم ازینا بیشتر دوست دارم
- یک بسته جوراب صورتی ، یا قرمز میتونه سورپرایز خوبی برای کادوتون باشه
- بسته بندی کادویی که هدیه میدین خیلی مهمه. این نشون میده که شما چقدر برای دوست-دخترتون وقت گذاشتین.
- از خرید عرسک های بزرگتر از قد دوست جونتون جدا خود داری کنید. نمی گید چجوری باید اون عروسک رو ببره خونشون ؟ تازه اگه با ماشینتون هم برسونیدش ، ممکنه یوقت بابایی یا مامانی یه سوالی ازش بپرسه که مجبور شه بگه این عروسک رو مریم جون بخاطر تولد پارسالش بهش کادو داد (که اونام عمرا باور کنن)
- این روزها خرید شمع های خوشگل و رنگی خیلی مد شده. یه دونه شمع هم کنارکادوتون باشه.
- کارت تبریک دست ساز ! این نشون میده که چقدر دوستش دارین و خودتون براش یک کارت تبریک درست کردین. چند تا جمله عاشقانه هم لطفا پشتش ضمیمه شود.
- سعی کنید روز ولنتاین یک جای متفاوت با هم قرار بذارید. کافی شاپ دیگه خیلی تکراری شده . پارک جمشیدیه ! یا یه جای جنگلی میتونه جای خوبی برای جشن گرفتن روز عشق باشه.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 15:6 توسط دختران كوير |


پيرمردي صبح زود از خانه‌اش خارج شد. در راه با يک ماشين تصادف کرد و آسيب ديد. عابراني که رد مي‌شدند به سرعت او را به اولين درمانگاه رساندند. پرستاران ابتدا زخمهاي پيرمرد را پانسمان کردند سپس به او گفتند: بايد ازتو عکسبرداري شود تا جايي از بدنت آسيب نديده باشد. پيرمرد غمگين شد و گفت عجله دارد و نيازي به عکسبرداري نيست. پرستاران از او دليلش را پرسيدند.
پيرمرد گفت زنم در خانه سالمندان است. هر صبح آنجا مي‌روم و صبحانه را با او مي‌خورم. نمي‌خواهم دير شود!
پرستاري به او گفت: خودمان به او خبر مي‌دهيم. پيرمرد با اندوه گفت: خيلي متأسفم. او آلزايمر دارد. چيزي را متوجه نخواهد شد! حتي مرا هم نمي‌شناسد! پرستار با حيرت گفت: وقتي که نمي داند شما چه کسي هستيد، چرا هر روز صبح براي صرف صبحانه پيش او مي‌رويد؟ پيرمرد با صدايي گرفته، به آرامي گفت: اما من که مي‌دانم او چه کسي است...!
 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 11:56 توسط دختران كوير |


دخترك گل فروش سالها در آرزوي خريدن يك كفش قرمزُ بود و پولهايي را كه از فروختن گل هاي مريم به دست آورده بود،در قلك كوچكش جمع مي كرد.
آن روز صبح هم مثل هميشه، در فكر و رويايش بود كه ناگهان در اثر برخورد با اتوموبيلي به گوشه اي پرتاب شد. وقتي چشمانش را باز كرد خود را روي تختي سپيد و تميز ديدكه در كنار آن هديه اي قرار داشت.
دخترك با خوشحالي هديه را باز كرد٬ يك جفت كفش قرمز بود!!!!!
چشمان دخترك لبريز از شادي شد٬ ولي افسوس . . . . . .

او نمي دانست كه پاهايش ديگر توان رفتن!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 11:51 توسط دختران كوير |


چگونه پیش آمدیم من و تو اینهمه راه

که برسیم به اینجا

آری ببین که فاصله نگاه های تو تا من ،

                                    کوتاهتر از فاصله بین چشم های من است 

باز شده به اخلاص کوله پشتی هامان این وسط

من و تو چه سوغات آوردیم ؟

تو از سردترین قسمت دنیا ،گرمترین نفس را

و من از معتدل ترین شعر اینهمه آشفتگی

دیوانه ام بخوان معشوق

زیرا کز این

 شدیدا راضی ام!!!

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 11:36 توسط دختران كوير |